PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ارشیو رمانهای عاشقانه-مجله-اس ام اس جاوا و آندروید



Parvaz25
2012-02-11, 04:48 PM
رمان چشمان تو عشق من
قسمتی از این رمان:
تا صبح از اين دنده به اون دنده شدم فکر امير خوابو از چشمام گرفته بودو اين عصبيم مي کرد تا حالا
نشده بود يه پسر انقدر ذهنمو درگير خودش کنه شايان تمام شب بيدار بود اتاق خودش سرويس
بهداشتي نداشتو مجبور بود از اوني که تو راهرو هست استفاده کنه صداي بازو بسته شدن در اتاقشو در
دستشويي اعصابمو خراب تر مي کرد.از قبل پيش بيني همچين اتفاقي رو کرده بودم .قرص
ديفنوکسيلات رو که با روغن کرچک از چمدون برداشته بودمو از رو ميز برداشتمو رفتم بيرون شايان از
دستشويي اومد بيرون .يکي از قرصا رو دادم دستشو گفتم:اينو بخور بهتر ميشي

جاوا http://s2.picofile.com/file/7277430321/cheshmaneto_e_man.zip.html


آندروید http://s1.picofile.com/file/7277457846/r_cheshmaneto_e_man.zip.html

,

رمان محبت عشق(جاوا و آندروید)

قسمتی از این رمان:


محبت:مي تونم با خود آقاي آريايي صحبت کنم
مليکا:من نامزادشم شما بفرمايين
دلش لرزيد حرف ان دختر در گوشش تکرار مي شد من نامزادشم من نامزادشم ولي من که زنشم نامرد
دل به يک آدم نامرد بستم دلمو شکوندي سروش ناراحت کنار دوستانش برگشت
محبت:سرووش نمي ياد حالا کسي نيست منو ببره
آناهيتا آبي را که مي خورد با شنيدن اسم پسر از دهان محبت ان را بر صورت مهناز که با دهاني باز و با
تعجب بر روي او خالي کرد
مهناز:اااااه چيکار مي کني ديونهه
آناهيتا:نامرد اين سروش کيه اي ناقلا تو هم اره
محبت غم زده نگاهي به آنها کرد من نامزادشم شروع به گريه کردن کرد مهنازو اناهيتا نگاهي به يکديگر
کردن و هرسان به طرف او رفتن مهناز بغلش کرد


جاواhttp://s2.picofile.com/file/7292397311/mohabate_eshgh.zip.html


آندرویدhttp://s2.picofile.com/file/7292404294/r_mohabate_eshgh.zip.html

Parvaz25
2012-02-14, 07:09 PM
http://uploadkon.ir/uploads/26c63fe5835f473c5080d26172cf0081.png



اس ام اس عاشقانه 4بسته
اس ام اس سرکاري 4بسته
اس ام اس جوک و خنده دار 5بسته
اس ام اس تبريک روز تولد 3بسته
اس ام اس فلسفى3بسته
و اس ام اس زناشويي

http://s1.picofile.com/file/7257136020/SMS2012.zip.html

Parvaz25
2012-02-15, 11:25 AM
ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ
ﮔﺮﺩ ﺁﻭﺭﻧﺪﻩ:ﺳﺎﺭﺍﺧﺎﺗﻤﯽ
ﻗﺴﻤﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ:
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺧﻮﺏ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻛﻨﻴﺪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ
ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﺍﺳﻴﺮ ﻋﺸﻖ ﺍﻭ ﺷﺪﻩ ﺍﻳﺪ
ﻭ ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺏ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻧﻜﻨﻴﺪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ
ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻭ ﻣﺘﻜﺒﺮ ﻫﺴﺘﻴﺪ
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﺤﺚ ﻛﻨﻴﺪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻟﺠﻮﺝ ﻭ
ﺧﻴﺮﻩ ﺳﺮ ﻣﻴﺨﻮﺍ ﻧﺪﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﺭﺍﻡ
ﺑﺎﺷﻴﺪ -ﺑﺤﺚ ﻧﻜﻨﻴﺪ- ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺧﻨﮓ
ﻣﻴﺨﻮﺍﻧﺪ .ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺎﻫﻮﺵ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﻴﺪ
ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺎﺯﺩ
ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﻫﻮﺷﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﻗﻄﻌﺎ
ﺷﺨﺺ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﺖ!ﺍﮔﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ
ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﻳﺪ
برای بدست اوردن شما ﺗﻼﺵ ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﻭ ﺑﺎﺷﻴﺪ ...



مخصوص جاوا

Parvaz25
2012-03-01, 03:09 PM
بخشی از این رمان :
تا جايي که چشم کار مي کرد هيچ ** تو ساحل نبود و اينطوري ما خيلي راحت تر مي تونستيم کنار
هم باشيم .
وسايل رو يه گوشه گذاشتيم و مشغول جمع کردن چوب شديم تا آتش درست کنيم .
چندتا سيب زميني رو که آورده بودم به سيخ زدم و توي آتش گذاشتم ، مسلما خيلي مي چسبيد .
زمان غروب با پدرام جلوي دريا ايستاديم طوري که امواج دريا پاهامون رو نوازش مي کردن .
پدرام دستش رو دور کمر من انداخت و من رو به خودش نزديک تر کرد ، من هم سرم رو به سينه مردونه
اش تکيه دادم و نظاره گر غروب خورشيد شدم .
انقدر ايستاديم تا ديگه هوا تاريک شده بود و چراغ هاي اطراف ويلا و آتشي که روشن کرده بوديم اطراف
رو تا حدي قابل ديدن مي کرد .
با هم رفتيم و نزديک آتش نشستيم .
- پدرام ميشه خواهش کنم يه آهنگ قشنگ و خاطره انگيز برام بزني ؟
- بـــله ، الکي که گيتارمو نياوردم . مي خواستم براي خانوم خوشگل خودم بنوازم !
- خوب استاد بنواز ببينم !
با شروع آهنگ يه لبخند عميق رو صورتم جا خوش کرد چون از آهنگ هايي بود که خيلي دوستش
داشتم ، خودم هم شروع کردم آهسته با پدرام همراهي کردم .
آسمان چشم او آيينه ي کيست
آنکه چون آيينه با من روبرو بود
درد و نفرين
درد و نفرين بر سفر باد...



http://s1.picofile.com/file/7314650321/chegone_baz_gardam.zip.html